موسی گفت: خدا میفرماید: گاوی است نه چنان رام که زمین را شخم بزند و یا کشتزار آب بدهد؛ [امّا] تندرست و بدون خط و خال؛ [در اینجا بناچار] گفتند: حالا حق [مطلب] را ادا کردی؛ آنوقت گاو [مورد نظر] را کشتند، و[لی] نزدیک بود [باز هم] انجام ندهند.
[این همه] زمانی بود که نفسی را به قتل رسانده بودید و [یکدیگر را متهم کرده] در مورد آن نزاع برپا میکردید؛ و خدا میخواست رازی را که پنهان میداشتید آشکار کند.
سپس گفتیم: پارهای از [اعضای] گاو را به مقتول بزنید [تا زنده شود و قاتل خویش را معرّفی کند]؛ خدا مردگان را نیز این گونه زنده میکند و نشانههای [قدرت] خویش را به شما مینمایاند، بسا که خردورزی کنید.
پس از آن [با وجود این معجزه بزرگ] دلهای شما سخت شد، مثل سنگ، بلکه سختتر! چه آنکه پارهای از سنگهاست که نهرها از آن به جریان افتد؛ و پارهای دیگر میشکافد و [چشمههای] آب از آن میجوشد؛ و بعضی از آنها از مهابت خدا [از فراز کوهساران] به زیر میافتد؛ و خدا از آنچه میکنید غافل نیست.
آیا انتظار دارید که [یهودیان] به [حقانیت] شما اعتراف کنند، در حالی که گروهی از [پیشوایان] آنان کلام خدا را [از تورات] میشنیدند و با آنکه آن را درک میکردند، آگاهانه تحریفش مینمودند.
وقتی افراد با ایمان را ملاقات میکنند، میگویند: [ما هم] ایمان آوردهایم و چون با یکدیگر به خلوت نشینند، میگویند: چرا آنچه [از خصوصیات پیامبر که در تورات آمده و] خدا [راه آگاهی از] آن را بر شما گشوده است، با مسلمانان در میان میگذارید تا به آن وسیله در پیشگاه صاحباختیارتان با شما به محاجّه برخیزند؟ آیا خردورزی نمیکنید؟