آنان کسانی بودند که انکار ورزیدند و شما را از [ورود به] مسجدالحرام بازداشتند و نیز قربانی [های شما] را از رسیدن به محلّش [در منی] جلوگیری کردند؛ و اگر مردان و زنان با ایمانی [در بین مردم مکّه] نبودند که [در صورت بروز جنگ، امکان داشت] نشناخته سرکوبشان کنید، و از بابت آزار آنان ناآگاهانه ننگ [برادرکُشی] بر شما بماند، [خدا دست طرفین را از درگیری بازنمیداشت؛ ولی خدا چرخه حوادث را چنین گرداند] تا [از میان مکّیان] هر که را بخواهد، مشمول رحمت خویش قرار دهد؛ و اگر گروهها از هم مجزا بودند، انکارورزان از ایشان را به مجازاتی دردناک مجازات میکردیم.
[به یاد آر] آنگاه که انکارورزان [مکّه در حدیبیه] قلباً دستخوش تعصّب، [آن هم] تعصّب جاهلیت شده بودند، خدا آرامش [خاطری از جانب] خویش بر رسولش و بر مؤمنین القاء کرد و آنان را به اصل تقوا - که به آن سزاوارتر و اهل آن بودند - پایبند ساخت؛ و خدا به هر چیزی داناست.
خدا رؤیای رسولش را به تحقّق رساند، که به خواست خدا ایمن و بدون ترس [از دشمن] به مسجدالحرام وارد خواهید شد، در حالی که سرهای خود را تراشیده و موهای خود را کوتاه کردهاید؛ [خدا] چیزهایی را میدانست که شما نمیدانستید و علاوه بر فتح مکه، پیروزی نزدیک [خیبر] را [برای شما] تقدیر کرد.