قرآنقرآن

صفحه ۲۳۷

28
صفحه۲۳۷
سورهیوسف (۱۲)
آیه۱۵

فَلَمَّا ذَهَبُوا۟ بِهِۦ وَأَجْمَعُوٓا۟ أَن يَجْعَلُوهُ فِى غَيَـٰبَتِ ٱلْجُبِّ ۚ وَأَوْحَيْنَآ إِلَيْهِ لَتُنَبِّئَنَّهُم بِأَمْرِهِمْ هَـٰذَا وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ﴿۱۵

چون او را بردند و اتّفاق [رأی‌] کردند که او را در قعر چاه قرار دهند، [ما ناظر بودیم‌] و به یوسف وحی کردیم که: قطعاً [روزی‌] آنان را از کار [ناهنجار]شان آگاه خواهی کرد، در حالی که [تو را‌] به جا نمی‌آورند.

صفحه۲۳۷
سورهیوسف (۱۲)
آیه۱۶

وَجَآءُوٓ أَبَاهُمْ عِشَآءً يَبْكُونَ﴿۱۶

شب هنگام گریه‌کنان نزد پدر خویش بازآمدند.

صفحه۲۳۷
سورهیوسف (۱۲)
آیه۱۷

قَالُوا۟ يَـٰٓأَبَانَآ إِنَّا ذَهَبْنَا نَسْتَبِقُ وَتَرَكْنَا يُوسُفَ عِندَ مَتَـٰعِنَا فَأَكَلَهُ ٱلذِّئْبُ ۖ وَمَآ أَنتَ بِمُؤْمِنٍ لَّنَا وَلَوْ كُنَّا صَـٰدِقِينَ﴿۱۷

گفتند: ای پدر، ما به مسابقه رفته بودیم و یوسف را کنار وسایل خویش گذاشته بودیم که گرگ او را خورد؛ و اگرچه راست می‌گوییم، باور نمی‌کنی.

صفحه۲۳۷
سورهیوسف (۱۲)
آیه۱۸

وَجَآءُو عَلَىٰ قَمِيصِهِۦ بِدَمٍ كَذِبٍ ۚ قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ أَمْرًا ۖ فَصَبْرٌ جَمِيلٌ ۖ وَٱللَّهُ ٱلْمُسْتَعَانُ عَلَىٰ مَا تَصِفُونَ﴿۱۸

و خونی دروغین بر پیراهن یوسف ریختند؛ [یعقوب‌] گفت: [نه،‌] بلکه نفسهای شما کاری [نادرست‌] را در نظرتان آراست؛ [چاره‌ام‌] صبری زیبنده است؛ و بر [تحمّل‌] آنچه که اظهار می‌دارید، مرجع درخواستِ یاری، خداست.

صفحه۲۳۷
سورهیوسف (۱۲)
آیه۱۹

وَجَآءَتْ سَيَّارَةٌ فَأَرْسَلُوا۟ وَارِدَهُمْ فَأَدْلَىٰ دَلْوَهُۥ ۖ قَالَ يَـٰبُشْرَىٰ هَـٰذَا غُلَـٰمٌ ۚ وَأَسَرُّوهُ بِضَـٰعَةً ۚ وَٱللَّهُ عَلِيمٌۢ بِمَا يَعْمَلُونَ﴿۱۹

کاروانی آمد و آبرسان خویش را فرستادند و او دلو خود را [در چاه‌] افکند؛ [و چون برآورد‌] فریاد زد: مژده! این پسری است؛ و او را به عنوان سرمایه‌ای [برای فروش‌] پنهان داشتند؛ و خدا آگاه بود که چه می‌کردند.

صفحه۲۳۷
سورهیوسف (۱۲)
آیه۲۰

وَشَرَوْهُ بِثَمَنٍۭ بَخْسٍ دَرَٰهِمَ مَعْدُودَةٍ وَكَانُوا۟ فِيهِ مِنَ ٱلزَّٰهِدِينَ﴿۲۰

او را به بهایی اندک، به چند درهم فروختند؛ و در [مورد ارزش واقعی‌] او بی‌اعتنا بودند

صفحه۲۳۷
سورهیوسف (۱۲)
آیه۲۱

وَقَالَ ٱلَّذِى ٱشْتَرَىٰهُ مِن مِّصْرَ لِٱمْرَأَتِهِۦٓ أَكْرِمِى مَثْوَىٰهُ عَسَىٰٓ أَن يَنفَعَنَآ أَوْ نَتَّخِذَهُۥ وَلَدًا ۚ وَكَذَٰلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِى ٱلْأَرْضِ وَلِنُعَلِّمَهُۥ مِن تَأْوِيلِ ٱلْأَحَادِيثِ ۚ وَٱللَّهُ غَالِبٌ عَلَىٰٓ أَمْرِهِۦ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ﴿۲۱

آن شخصِ مصری که یوسف را خرید، [آثار نبوغ و بزرگواری در چهره‌اش احساس کرد و‌] به همسرش گفت: مقام وی را گرامی دار، چه بسا برای ما سودمند باشد، یا او را به فرزندی برگزینیم؛ یوسف را این گونه در آن سرزمین استقرار دادیم تا [سرنوشتش را رقم بزنیم‌] و پیش‌بینی نتیجه رویدادها و تعبیر خوابها را به او آموزش دهیم؛ و خدا بر کار خویش مسلّط است، ولی بیشتر مردم نمی‌دانند.

صفحه۲۳۷
سورهیوسف (۱۲)
آیه۲۲

وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُۥٓ ءَاتَيْنَـٰهُ حُكْمًا وَعِلْمًا ۚ وَكَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلْمُحْسِنِينَ﴿۲۲

و چون به حدّ رشد رسید، به او فرزانگی و دانش عطا کردیم؛ و نیکوکاران را این گونه پاداش می‌دهیم.

قرآن مبین · علی‌اکبر طاهری قزوینی · mobinquran.ir