[به یاد آرید] آنگاه که گفتیم: به این شهر وارد شوید و از [نعمتهای] آن از هر جا که خواهید، فراوان و گوارا بخورید و با خضوع و فروتنی از دروازه وارد شوید و بگویید: [خدایا، درخواست ما] آمرزش است، تا گناهانتان را بیامرزیم؛ و [البته] بر [پاداش] نیکوکاران خواهیم افزود.
و چون [باز به صحرا رسیدند] موسی برای قومش جویای آب شد، به او گفتیم: چوبدست خود را بر آن سنگ بزن! آنگاه دوازده چشمه از آن جاری شد و هر تیره آبشخور خویش را شناخت؛ [به آنها خطاب کردیم:] از روزی الهی بخورید و بیاشامید و در زمین تبهکارانه سرکشی نکنید؛
و آنگاه که گفتید: ای موسی، هرگز نمیتوانیم با یک نوع غذا سر کنیم، از صاحباختیارت بخواه تا از روییدنیهای زمین از [قبیل] سبزی، خیار، گندم، عدس و پیاز برای ما برویاند؛ [موسی] گفت: آیا خوراک پستتر را به غذای بهتری [که دارید] ترجیح میدهید؟ پس، [از زندگی آزاد در دامن طبیعت] به شهری منتقل شوید که هرچه درخواست کردهاید هست؛ [ولی باید مانند گذشته به خدمت دیگران تن دردهید] و [سرنوشت] ذلّت و درماندگی بر آنان مقرّر شد و به خشم خدا گرفتار شدند؛ زیرا که آیات خدا را انکار میکردند و پیامبران را به ناحق میکشتند؛ این به سبب نافرمانی و تجاوزشان بود.